رویای کوچک من

هیشششش!آرومتر

بعد از مدت ها سلام!

وقتی خیلی اتفاقی اومدم اینجا و شروع کردم به خوندن پست های قدیمی...

میخوندم و باورم نمیشد صاحب این نوشته ها منم...

حدودا دو سالی میگذره از قبولی دانشگاه و سر نزدن به اینجا...

الان من ی دانشجوی پزشکی ! که همه فکر و ذکرش درس ها و امتحان هاست و کتاب های گنده گنده... (چند شبه اصلا درست نخوابیدم خداییش! )

دلم برا اون روز ها تنگ شد... چقد  احساس پاک ..چقد ذوق ، مهربونی، صداقت... این روزها همش fb و اینستا و هزار تا چیز دیگه ...هرچی مینویسم باید مراقب سو تعبیر ها و حرف درآوردن دوستان عزیز هم باشم...دوست!!!به احترامش باید سکوت کرد...!!

باید به فکر مزاحمت همیشگی پسرها و حسادت های عجیب دخترونه هم بود! آی که دلم پره انگار وقتی اینا رو خوندم به قبلنای خودم کلی حسودیم شد...

این مدت خیلی چیزها یاد گرفتم...زمان درس های سختی به ادم میده! حتی پاس کردنش از بیوشیمی و اناتومی هم سخت تره!!(نمره های من خوبه ها البته سو تعبیر نشه نیشخند

(خدا رو چه دیدی )شاید از این به بعد بیشتر بیام!

پ.ن: دوس ندارم به هیچی این وبلاگ دست بزنم...همه چی به همون شکل قبل احساس قشنگتری بهم میده.. 

تاريخ دوشنبه ۱۳٩۳/٤/٩سـاعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ نويسنده رویا نظرات () |

سلام

اینجا نمیام ...

خیلی کم پیش میاد...

 

تاريخ پنجشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٩سـاعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ نويسنده رویا نظرات () |

تاريخ جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٦سـاعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ نويسنده رویا نظرات () |

miss-A

/div