رویای کوچک من

هیشششش!آرومتر

 

به نام خالق آرزو ها

اول یه آرزو کن ...از ته ته قلبت...زود باش.........................کجایی ؟ باید شمعا رو فوت کنی ...

یک ... دو ... سه ... هوراااااااااااااااااااااااااا ! یه آرزو ؟! چه آرزویی؟

اون روز با اولین نفسمون یه آرزو کردیم .حتی براش گریه هم کردیم...یادتون میاد؟ آرزویی که هیچ وقت برآورده نشد:کاش اینجا نیومده بودیم...! اما اومدیم...حتی توش بزرگ شدیم ... . و اون آرزو ...کی ازش خبر داره ؟!

اگه یه روز واقعا غول چراغ جادو بیاد پیشتون و ازتون بخواد یه آرزو کنین چه آرزویی میکردین؟! فقط یه دونه ...یه آرزو...؟

_ اگه بچه بودم شاید فقط یه عروسک میخواستم ....یه عروسک خوشکل بزرگ با موهای طلایی که حتی خودم هم نتونم بغلش کنم ! یا یه خونه شکلاتی با یه عالمه اسباب بازی توش ... ولی الان...؟ الان نمیتونم...! نمیدونم...! سخته...!

شاید واسه آدمای دیگه اینقدام سخت نباشه ...یکی پول رو آرزو کنه ...یکی عشق... یکی آرامش ... و یکی شادی ...

_ اما من ... هنوزم سخته ...تو قلب من چیزی جز عشق نیست ... اما نمیتونم یکی رو انتخاب کنم...

_شاید باید به صدای قلبت گوش بدی...

_ قلبم؟؟؟!!! یادم اومد ...!! میخوام , میخوام برگردم به همون لحظه اول ...میخوام آرزو کنم : کاش  به دنیا نیومده بودم و پیش خدا میموندم

 

******************************************************************

پ.ن 1: فاصله تو تا زانوهات به اندازه فاصله زانوهات تا زمینه اگه در پیشگاه خداوند زانو بزنی به آرزوهات خواهی رسید

پ.ن 2: امشب شب آرزو هاست دعا یادتون نره آجی ها

پ.ن 3: میخوام یه آرزو کنم : اینکه همیشه دوستون داشته باشم

 

تاريخ پنجشنبه ۱۳۸٩/۳/٢٧سـاعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ نويسنده رویا نظرات () |

miss-A

/div