رویای کوچک من

هیشششش!آرومتر

 

به نام  خالق مهربونی ها

عمویی سلام آجی ها سلام

دست جیغ هوووووووووووووووراااااااااااااااااااااااا!!

 

یه فرشته به دنیا اومد یه فرشته که از همه مهربونتره ! 

تولد عموییمون مبارک

 

 

میتونین قیافه عمویی رو موقع تولدش تصور کنید فکر کنین همین الان عمویی دنیا اومده چه احساسی دارین تو 37 سال اوخ اوخ ببخشید 18 سال پیش!! عمویی به نضرتو چه شکلی بودین؟

 نمیدونم مامان جونم چه جوری تو گوش عمویی اذان و اقامه گفت که عموییم اینقد مهربون شد

 

عمو جونم تولدتون مبارک  

 

ان شا الله همیشه زنده و سالم باشین

این نقاشی من واسه عمویی بود نگاش کنین:

اگه میخواین سایز اصلی ببینیدش 

هییییییییییی... ای کاش میشد عمویی هم این نقاشی رو میدید دیگه نمیدونم به چه زبونی بید دعا کنم ؟ خدایا.........

تولد عمو پورنگ 

دایی عمویی عمو پورنگ عمه پورنگ(به قول داریوش ) دوووووووووووووووووست دارم

خدایا...

نمیدونم چی بگم اشک تو چشام جمع شده ...

خدایا... 

****************************************************

دلینگ دلینگ و دنگ و دنگ صدا میاد صدای زنگ:

خوش اومدین بفرمایین

قرار شده بود عکسای اولین برنامه دوستان بوستان رو تو آپ قبل بذارم ولی نمیدونم چرا به سرم زد که یه آپ جدید کنم؟!!

اینم عکسا:

 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

و ...

 

 

 

 

این نقاشی رو خیلی وقت پیش کشیدم جالب بود که واقعا تو دکورشون سرسره هم داشتن!!

 

موقعی برنامه شروع شد داریوش خواب بود ولی وسط شعر هدیه از خواب بیدار شد و من نفهمیده بودم یهو اون جایی که میگه با یه جمله مث دوست دارم ((دوست دارم)) رو همراش خوند و بعد نشست پیشم و کلی خندید وای خدا این باباها که میومدن هی میزد زیر گریه! صدای تهیه کننده هم که میشنید هی بلند بلند گریه میکرد!!

کلاس خوشنویسی ما پر شده از بچه های دبستانی که خط تحریری میان یاد بگیرن دیروز به یکیشون گفتم امروز عمو پورنگو دیدی گفت آره سرسره داشت خیلی خوشکل بود .به دوستم گفتم وای خدا چقد خوبه که اینجا کلی هم سن پیدا کردم!!

 

 

راستی آپ عمو رو خوندین؟

فهمیدین که سر کاریم ؟!! اونم چه کاری!! بر اساس اطلاعات قبلی به جای جشن یاهو واسه عمو باید بریم و...

نمیگم!!

-یالا بگو

نمیگم

-بلا بگو

باشه شما که خودتون خبر دارین باید سر بزنیم به بیمارستان ها (خدایا چقد عموییی مهربونه) البته این براساس اطاعات قبلی بود!

بچه ها ازتون میخوام یه کاری کنید چون به دل پاک آجی هام ایمان داریم برادر زنداییم تصادف کرده و چند وقتی هست که توی کماست میخوام شب تولد عمو برم بهش سر بزنم ولی دلم میخواد تا اون موقع به هوش بیاد براش دعا کنین مجبور شدن نایش رو عمل کنن و براش لوله بذارن تا از این طریق  بهش غذا بدن قول میدین دعا کنین؟

 

تاريخ یکشنبه ۱۳۸٩/٤/٢٧سـاعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ نويسنده رویا نظرات () |

miss-A

/div