فردا

فردا؛

شاید این آخرین بغضی باشد،

که چشم در چشمانت میشکند.

و شاید آخرین التماسی... که دستانت را میخواهد.

و یاد گرمی صدایت را که میگفتی:بغض نکن!حرف بزن! 

و تنها پاسخم سکوتی بود که میخواستم در آن غرقت کنم...

گلایه میکردی،از اشک هایم...نگفته هایم...

اما خود میباریدی ! بی هیچ سخنی...

و وسعت درک من از نگاهت،

بی انتها بود.بی انتها!

حس میکردم تنها کسی هستی  که دریغ نمیکند آغوش را از قلب خسته ام

نمیدانم چرا!حس میکردم حس میکنی..

این درد را...

و دلی که مرد در حسرت یک لبخند. یک آرزو...

شاید فردا!

آخرین بار باشد,که دغدغه هایم را بی دغدغه در آغوشت می افکنم

اما نه !نمیگذارم!

نمیخواهم این بار هم با اشک بدرقه ات کنم!

/ 17 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نجمه

سلام رویای مهربونم..قربونت برررررررم این حرفا چیه..میدونم آجی رویامه و 1دنیا مشغله ..که انشاالله همش به خیر میگذره...[بغل] الانم خیلی خوشحالم کردی آجی.خیلییییییی..1دنیا [قلب][ماچ]ممنونتم.انشاالله جبران کنم.. مرسی عزیزززززززم همچنین رویاییم... قربونت برم بازم ممنونتم آجییییییییییییی.. [بغل]

نجمه

سلام بازم رویایییییییم.. آجی جدی نمیای؟خب نزدیکیم که..واقعا که ..نوموخوااااااام... قربونت بررررررررررررم عشقمی.. چی بگم!آخه پسرعمه م معلمه..هر بار ممکنه یه شهری بیفته ... چون تازه معلم شده! انشاالله.. وااای ..نه خیرم.انشاالله داریوش برادر زن بشه:))))))))))))))) انشاالله... قربونت برم.انشاالله خوشبختی و سلامتی همه ی چوون ها و پدرمادرها.. ممنونتم آجیییییییی... خیلییییییییییییییی دوستتتتتتتتتتت دارررررررم [بغل][ماچ][قلب]

مهسای بابا

شما احتمالا کنکور نداری [شیطان] سلام [نیشخند][قلب]

نم بارون

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز دردسر مو درست کردن ندارم! همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه ساده زندگی کن ،جوانمردانه دوست بدار ، و به فکر دوست دارانت باش [گل]

مهسای بابا

من الان اصلا قصد ندارم در مورد ک ن ک و ر حرف بزنم [خنثی] و بگویم اولش یه آرزوست و طرف کلی ذوق میکند و هر چه مزخرفات و چرندیات است میخواند و حل میکند و حفظ میکند و بعدش با کلی مکافات کنکور را میدهد [شرمنده] و بعد از آن باید جواب 75 میلیون فک و فامیل و خاله وعمه و افراد فضول [عصبانی] را بدهد که قبول شدی؟نتیج کی میاد؟رتبه ت چند شد؟ و بعد که خدایی کرده دانشگاه دولتی آن هم رشته ی مورد علاقه اش را قبول شد با ذوق پا توی دانشگاه بگذارد [پلک] و بعد از چندی بفهمد در چنگال استادانی افتاده که .... [گریه] و با فلاکت تمام دروسش را بخواند و از زیر دست استادان در رود و پاس شود و جان بکند حالا رفت و آمد و تحقیق و کنفرانس بماند ... تا اینکه بالاخره بعد از 7-8 ترم لیسانس بگیرد وبعدترش بفهمد اصلا و ابدا کار مهمی انجام نداده و به افسردگی بعد از اتمام تحصیلات دچار شود ... [خنثی] نتیجه:بی خیالش شو ... درس نخون اینقدر ... تا بعدش هم افسردگی نگیری [نیشخند]

مهسای بابا

[نگران]اینجا میام با یه عالمه مسخره بازی تا به روی دلم نیارم چقدر این شعر رو فهمید و پرت شد به گذشته [افسوس]

عباسی

سلام عالی بود رویا..20 [ماچ]

ندا

[لبخند] داشتـیم رَد میشـُـدیم گفتیم خودی نشان دهیم [نیشخند] اِبـراز وُجـود بـود [پلک]

دانیال...

سلام... قلمی که آغشته به مرکب دل باشه زیبا مینویسه....... زیبا نوشتی...لذت بردم نه از درد های پشت هر کلمه ی این متن...نه...از خلقش لذت بردم [گل]...

نجمه

سلام رویاییم خوبی؟واااای آجی جات خیلی خالی بود.اوهوم خداروشکر عقد کردن..دعاکن براشون خوشبخت بشن و به پای هم پیر انشاالله.انشاالله قسمت خودت آجی مهربونم...حالا یه عکس از سفره میذارم انشاالله. ..البته بد عکس گرفتم.. انشاالله بتونی خوب بخونی آجیم...برات دعامیکنم اگه لایق باشم..بووووووووووووووووووووووووووووس خیلیییییییییی دوستتتتتتتتتتتتتتتتت دارررررررررررررررم..التماس دعا.