دو تا فرشته

 

به نام خدای مهربونم

وقتی می رفت دلم براش خیلی تنگ میشد همیشه می خواستم جلوش و با همه وجود بهش بگم نرو اما نمی شد  انگار باید ازش دور میشدم و شاید خدا می خواست ولی... اومدنش از رفتنش سخت تر بود هر وقت کسی میگفت داره میاد دلم میلرزید خودم نمی فهمیدم چرا بی اختیار اشک از چشمام روی گونه هام میریخت و قلبم اون قدر  درد میگرفت و...

وقتتی میدیدمش بعد از چند ماه ...بعد از کلی دوری دل تنگی  .......دلم می خواست فرار کنم قلبم طاقت دیدنش رو نداشت ولی با کلی زور پاهای سستم رو مجبور به ایستادن کردم آخه می خواستم ببینمش دوستش داشتم خیییلی...اما اون موقع زبونم بند میومد و نمی تونستم صداش کنم شاید هم نمی دونستم  چی باید صداش کنم آخه اون یه غریبه آشنا بود و خیلی مهربون...

یه بار طاقت اون  محکم منو تو بغلش گرفت آروم فشارم میداد و من هم ....بهم گفت چقدر زود گذشت دیروز اندازه داریوش 0داداشیم )بودی و بغلت میکردم اولین باری بود که احساس کردم اون همونه  همونیه که تو بچگیام بیشتر از همه عاشقش بودم .

هنوز وقتی میاد و باهام حرف میزنه نمی تونم به چشماش نگاه کنم تو چهره اون تنها چیزی که موج میزنه پاکی و خوبیه عین فرشته ها  و من تحمل  دیدن فرشته ای که ازش خیلی دور شدم رو ندارم  .

هر وقت از خونمون میرفتم پای سجاده و میزدم زیر گریه اخه من یکی دیگه رو داشتم که مثل اون واسه من

 یه فرشته مهربون و پاک بود اما هر وقت به اون دو تا با همدیگه فکر میکردم سرگیجه می گرفتم نمی دونم !واقعا نمی دونم چرا...!

شما بگین من با این دو تا فرشته مهربونم که یه دنیا دوستشون دارم چی کار کنم؟ دو تا فرشته که خدا اونا رو بیش تر از همه فرشته ها دوست داره...

 

  

 

 

 

پی نوشت :سلام عمویی سلام آجی های خوبم اول بگم که اون فرشته دومی عمو پورنگ بود برام دعا کنین دوستون دارم.

*اگه میشه کامنت اجی سحر و جوابشو بخونین: 

 

سلام به آجی رویای نازم! خوبی؟!! خوشی؟!!!

خیلی قشنگ احساساتتو بیان کردی ، عزیزم!..بستگی داره اون فرشته اول کی باشه!!!!!... اما خب هر چی که هست فرشته است.. بهش بگو دوستش داری.. براش دعا کن.همینطور که برای فرشته دومی دعا میکنی و بهش میگی دوستش داری. دیگه نمیدونم چی بگم چون اون فرشته اولی خیلی مبهمه.. یه غریبه آشنا...بستگی داره کی باشه. خیلی دوستت دارم.. به خدا توکل کن.. خودش کمکت میکنه و بهت وقتی که لازم داری آرامش میده. خدا تو رو هم خیلی دوست داره.بوووووووووووووووس. داداشی داریوشت هم از طرفم ببوس.

جواب:

 

 

 

سلام سحر ممنون راستش اون فرشته دوم از یه لحاظ خیلی خیلی نزدیکه اگه می گفتم کیه وچه نسبتی باهام داره  خودت میفهمیدی که واقعا حق دارم دوستش داشته باشم به هر حال اون جزیی از خانوادمه و خیلی نزدیک من بچگیام به اون خییلی خییلی وابسته بودم چون از هر کسی برام مهربون تر بود اما اون رفت ی شهر دیگه و من از اون به بعد خیلی کم میدیدمش شاید الان وقتی میبینمش منو به بچگیم میبره .اما عمویی (عمو پورنگ) اون قدر مهربون بود که جای خالیش رو برام پر کرد من براش همیشه دعا میکنم درست مثل عمو چون واقعا اون یه فرشته است

 

 

 

 

/ 18 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر - گيلان

به نام خدا امشب نميدونم چرا حرفهام يكدونه يكدونه يادم مياد.... [خجالت].. ان شاء الله خدا كمكت ميكنه... من هم اگر لياقت داشته باشم برات دعا ميكنم... كه خدا بهت كمك كنه و دستهاتو محكم محكم بگيره و توي بهترين مكانش با آرامشي كه نصيبت ميكنه قرار بده....بووووووووووس. دوستت دارم...[ماچ]... ديگه رفتم آجي ...[گل][خداحافظ]

تينا رادفرنژاد

به نام خدا آجي جونم سلام عزيزم خوبي ؟؟ اجي منم دلم برات تنگ شده خيلي. آجييييييييي ممنونم كه امدي راستي اپت خيلي قشنگ بود دستت درد نكنه عزيزم.[ماچ][ماچ][ماچ]

فاطمه(موشموشک)

[قلب][ماچ]

سلام آجي بايد با فرشته ها حرف بزنيم ...نگاهشون كنيم صداشون كنيم ... آجي قالبتو دوست دارممثله خودت آخه صورتيه...[چشمک][خداحافظ]

سلام آجي بايد با فرشته ها حرف بزنيم ...نگاهشون كنيم صداشون كنيم ... آجي قالبتو دوست دارممثله خودت آخه صورتيه...[چشمک][خداحافظ]

پرستو

رویا جونم سلام رویا جون میدونی چی کار کن دعا کن که اون دوتا فرشته همیشه شاد باشن شاد وسلامت چون وقتی سالمو شاد باشن تو هم شادی عموجون برای منم یه فرشته است منم دعا میکنم که عموجون همیشه شادو سالم باشه چون وقتی شاده منم شادم وقتی عمو خوبه منم خوبم راستی عکسات خیلی نازن چه خرسهای بامزه ای من سیوشون کردم برای خودم دوست دارم رویا جون[ماچ]

فاطمه زارع

به نام خدا ..سلام /اجی رویا ..خیلی قشنگ بود ..فرشته دومیه که واقعا غرشته اس و فرشته بودنش به همه مون ثابت شده .. فرشته اولی رو هم خدا حفظش کنه برات ..قالبت خیلی نازه ها!!

سحر - گيلان

به نام خدا سلام آجي روياي نازم! خوبي آجي؟!!! امشب اومدم برات كامنت گذاشتم... تا زدم ارسال پريد...بعدش هر چي خواستم بيام وبت نشد.. دلم نيومد برات ننويسم.. به هر حال موفق شدم. آجي ! منظورم از مبهم بودن فرشته اول اين بود كه نسبتش باهات و ميزان دوري و نزديكيش مبهمه... يه غريبه آشنا. امابه هر حال فرشته ها دوست داشتني اند... تو خودت هم يك فرشته اي و فرشته ها زود زود همديگر رو پيدا مي كنند.گاهي فاصله بين آدمها ، كيلومترهاست اما قلبشون در نزديكترين نقطه به هم ميتپه... اون فرشته اولي هم معلومه كه خيلي دوستت داره. اميدوارم كه خدا كمك كنه كه بيشتر ببينيش.. اما احساستو ازش پنهون نكن... بذار توي گرماي نگاهت و گاهي از كلامت اونو درك كنه.. اگر من حرف بدي زده بودم كه ناراحتت كرد ، ببخشيد ، عزيزم! من فقط ترسيدم حرف اشتباهي بزنم چون اطلاعاتي كه از اون فرشته دادي زياد برام شفاف نبود... دوستت دارم، فرشته كوچولو... بووووووووووووووووووووس

تاجیک

رویای خیال انگیزم سلام گلم ، از این فرشته ها در اطراف ما زیاد هست فقط کافی است سر بچرخانیم و درست نگاه کنیم ، فرشه های مثل مادر ، پدر ، معلم ، عمو ، دایی ، خاله ، عمه ، مادربزرگها و پدر بزرگها وحتی صاحب سوپری سر خیابان و.... فقط باید درست نگاه کرد! امیدوارم همه ی آدمهایی که اطرافت هستند فرشته خو باشند ! داریوش کوچولو را از طرف من ببوس ! التماس دعا دوستدار همیشگیت

تاجیک

رویای خیال انگیزم سلام گلم ، از این فرشته ها در اطراف ما زیاد هست فقط کافی است سر بچرخانیم و درست نگاه کنیم ، فرشه های مثل مادر ، پدر ، معلم ، عمو ، دایی ، خاله ، عمه ، مادربزرگها و پدر بزرگها وحتی صاحب سوپری سر خیابان و.... فقط باید درست نگاه کرد! امیدوارم همه ی آدمهایی که اطرافت هستند فرشته خو باشند ! داریوش کوچولو را از طرف من ببوس ! التماس دعا دوستدار همیشگیت