بهار

 

از خواب پریدم انگار یه چیزی نمی ذاشت بخوابم بی اختیارکتابم رو تو دستم گرفتم و شروع کردم به خوندن 10 دقیقه ای گذشت تا بفهمم چه خبره به ساعتم یه نگاه انداختم  3 نیمه شب بود ! چراغ رو بستم تا دوباره بخوابم اما 1 ساعت بعد

صدای زنگ بلند شد این بار باید واقعا شروع میکردم به خوندن از وقتی یادم میاد صبح های زود بیدار میشدم مامانم میگه وقتی خیلی کوچیک بودی صبح ها پیش مامان بزرگ میرفتی اون موقع مامان بزرگم همیشه اول وقت نماز می خوند و بعد هم نمی خوابید من هم پیشش  می رفتم فکر کنم هنوز هم نمازاش اول وقته..........

چند ساعتی گذشت چادرم رو سرم کردم و کیفم رو کول   با دو پریدم تو کوچه یکم دیر شده بود  زمین به خاطر بارون دیشب خیس خیس بود نفس هام رو به راحتی احسساس میکردم باد بخارهای دمم رو باز به صورتم میزد هوا فوق العاده بود یهو بوی دل انگیزی به مشامم خورد چند ثانیه گذشت تا فهمیدم ...یاس های بالای دیوار همسایه رو زمین ریخته بود

پیاده میرفتم  آسمون آبی آبی بود اون طرف تر یه پیرزن با سبد سبزی هاش برمیگشت چقدر آدم ..چقدر قصه ... شادی...غم ... خیابون فقط از ماشین هایی پر بود که توی کوچه مدرسه می پیچیدن من هم پیچیدم  و...

زنگ راحت خورد رفتم تو حیات وقتی دیدمش دلم لرزید چقدر صبور و آروم اما مثل اون وقت ها شاد نبود اون دیگه بزرگترین  غم دنیا رو داشت ...دیگه مامان نداشت ...دیگه مهربون ترین یار و هم دمش نبود ...هفته پیش مامانش تو بیمارستان ... باهاش خداحافظی نکرده بود... ولی نمی تونست گریه کنه کاش میتونست !

بهار! اسمی که مامانش براش گذاشته بود حیف که دیگه اون صدای گرم و صمیمی نبود تا صداش کنه :بهار!

...................................................................................................................................................  خدایا  سایه پدر و مادر رو از سر هیچ کس کم نکن  اون ها بزرگترین سرمایه ما هستن

 

/ 8 نظر / 6 بازدید
سحر - گيلان

به نام خدا سلام رويا جونم! خوبي عزيزم ؟!!![ماچ] خيلي قشنگ نوشته بودي... خيلي وقتها كه به آدمها توي كوچه و خيابون نگاه ميكنم.. حس ميكنم كه هر كس يه قصه داره.. يه چيزي جدا از همه آدمها. اما بهار!.... قصه اونم همين بود كه براش رقم خورد و اين قصه خيلي غم انگيزه... اميدوارم خداوند بهش صبر و توان تحمل اين قصه غمگين كه بايد توي هر لحظه اش نفس بكشه و زندگي كنه را بده. دوستت دارم... موفق باشي.....[گل]. خوشحالم بازم كامنتهاتو توي دستنوشت ميبينم... خدا را شكر مشكل حل شد.... فعلا[ماچ][خداحافظ]

سحر - گيلان

به نام خدا سلام رويا جونم ! خوبي؟!!![ماچ]... عزاداريهات قبول درگاه حق... اميدوارم بركات اين شبها نصيبت بشه و حاجتهاتم روا بشه... عزيزم! داداش كوچولوتم ببوس.. دوستت دارم... هميشه موفق باشي ، نازنينم...[ماچ]... فعلا[خداحافظ]

نسترن

سلام رویا جان خوبی عزیز دلم واقعا متاسفم خدا مادر دوستت رحمت کنه همیشه پیروز باشی گل قشنگم[ماچ][گل]

نسترن

سلام رویا جان خوبی عزیز دلم واقعا متاسفم خدا مادر دوستت رحمت کنه همیشه پیروز باشی گل قشنگم[ماچ][گل]

سحر - گيلان

به نام خدا سلام به آجي روياي نازم! خوبي؟!! خوشي آجي؟!!!...[ماچ]... اميدوارم توي درسها و كارهات موفق باشي و قلبت شاد شاد باشه... دوستت دارم.[گل][قلب]...فعلا[خداحافظ]

به نام خدا سلام اجی جوووووووووووووووووووون خدابهش صبربده...

فاطمه

[قلب][ماچ]